تحکیم خوانی2؛ بازی بچه بد، بچه خوب و پیام محسن رضایی
پیامی که محسن رضایی دقایقی پیش خطاب به رهبری صادر کرد، بهانهای شد تا دومین پست تحکیم خوانی را بنویسم.
توضیح این نکته ضروری است که تحکیم، انجمن تهران، یا هر مجموعهی دیگری که سازمانش بر مبنای الیگارشی نخبگان باشد، پس از طی مدتی از حیات خود، شاهد تولد جریانهایی است که به معنی دقیق کلمه فراکسیون یا جناح نیستند، اما صفبندیهای واضحی در میانشان وجود دارد. ساز و کار تصمیمگیری در چنین جریانهایی دموکراتیک نیست؛ بلکه شخصیتهایی که به عنوان «پدر معنوی» شناخته میشوند در آن تصمیم گیری می کنند. وجود پدر معنوی ها که گاه اقتدار خود را تا سالیان سال پس از خروج از مجموعه حفظ میکنند(نظیر علی افشاری، عبدالله مومنی، عباس عبدی در تحکیم و ابوالفضل فاتح، شکوری راد، و بعضی دوستان معاصر! در انجمن تهران) باعث میشود تا روند انتخابات به نوعی تسهیل شود. دیگر نیازی نیست که شورای عمومی در یک روند طولانی و فرسایشی، بخواهد کاندیدایی که حدنصاب آرا را کسب می کند، انتخاب کند و از قفل شدن انتخابات در مواردی که کاندیداهای کم رای حاضر به کناره گیری نیستند نیز جلوگیری میشود. در واقع پدر معنوی ها به مذاکره می نشینند، سهم خود را تعیین میکنند و هرکس به همان اندازه کاندیدا میدهد، این به آن رای می دهد و آن به این و قضیه انتخاب شورای مرکزی که اصلی ترین چالش چنین مجموعههایی است، اصطلاحاً بسته میشود.
ممکن است در این میان جریانهایی از سهم خود ناراضی باشند؛ و روند مذاکرات پدرمعنویها برایشان مضر باشد، بنابراین یکی از اعضای خود را که توانایی بالایی در شرنده بازی دارد، به میان شورای عمومی میفرستند و در حالی که شورای عمومی لنگ مذاکرات پدرمعنویها برای آغاز روند انتخابات است؛ وی جلسه را به هممیریزد و شورای عمومی از همه جا بیخبر(به تعبیر دوست عزیز، میثم خداشناس،بز اخفش:سیاه و سفید) مضطرب میشود. اینجاست که کار بچه خوب شروع میشود. بچه خوب البته از میان پدران معنوی همان جریانی است که شلوغ کاری راه انداخته است؛ بچه خوب به جای این که بازی را به هم بریزد می نشیند پای میز مذاکره و البته حالا با دست پرتر شروع به چانه زنی میکند.
با این اوصاف عجیب نیست پس از این که آقای پلیس گفتند که مدارا تمام شد و آقای قوه قضاییه گفتند اعدام میکنیم و آقای اوین هم اساتید سرشناس دانشگاه را بلعید، یکهو محسن رضایی بچه خوب ماجرا شود. و البته حالا دست بالاتر آقایان بازیگر چیست؟ بیایید روند را با هم بررسی کنیم:
اول: علی مطهری(بچه خوب) راهکار میدهد:
رهبران جنبش سبز به قانونی بودن رئیس جمهور اعتراف نموده دست از ادعای تقلب در انتخابات بردارند .
دوم: کنعانیمقدم(بیرون بازی، شاید هم در طیف موسوی) از اصولگرایان منتقد با فرارو مصاحبه می کند:
دبیرکل حزب سبز سپس به پیشنهاد علی مطهری مبنی بر اعتراف به قانونی بودن رئیس جمهور اشاره کرد و گفت: «مسئولیت اعلام صحت انتخابات با نهادهای قانونی کشور است؛ این امر مسجلی است و گمان نمیکنم که با چنین اعترافی مسئله حل شود؛ در عین این که ممکن است این تصور به وجود بیاید که مسئله بده و بستان است.»
سوم: آقای پلیس میروند کنفرانس خبری و در تمام روزنامه ها تیتر میشود مدارا تمام شد.(بچه بد، گفتن ندارد!)
چهارم: موسوی(بازیگر مقابل) بیانیه می دهد:
اندیشیدن باین گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است.
آخر: بچه خوب قبلاً پیشنهادش را داده بود، فایده نداشته، باید یک بار دیگر بچه خوب حرفش را تکرار کند و البته هزینه بازی را بالاتر ببرد، پس محسن رضایی نامه مینویسد و با مصادره بیانیه موسوی میگوید:
عقب نشینی آقای میر حسین موسوی از انکار دولت آقای احمدی نژاد و پیشنهاد سازنده ایشان به اینکه مجلس و قوه قضاییه به وظایف قانونی خود در قبال پاسخگو کردن دولت عمل کنند، هر چند دیر هنگام بود ولی می تواند سر آغاز یک حرکت وحدت بخش در جبهه معترضین با دیگران باشد.
به نظر شما، موسوی کوتاه میآید؟ به نظرم واکنش موسوی سکوت است، تا جواب رهبر چه باشد...
--------
البته نمونه تاریخی برای بازی بچه خوب، بچه بد باز هم هست. مثلا وقتی که علی لاریجانی دبیر شورای امنیت بود. در مسئله پرونده هسته ای، احمدی نژاد بچه بد بود، لاریجانی بچه خوب. هرچند احمدینژاد زیادی بچه بدی بود؛ لاریجانی استعفا کرد آخرش!




